ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1070
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
هم تأليفاتى در اين باره بغزالى ( رح ) نسبت ميدهند ، ولى نظر آنان درست نيست چه مدارك عالى اين مرد بزرگ نه آنچنان بود كه بر خطاى عمل و طريقهء كيميا - گران واقف نشود تا آن حد كه خود هم شيوهء آنان را پيش گيرد و به كيمياگرى پردازد . و چه بسا كه بعضى از شيوهها و گفتارهاى اين فن را به خالد بن يزيد بن معاويه ناپسرى مروان بن حكم نسبت ميدهند ، ولى بطور آشكار معلوم است كه خالد از نسل عرب بشمار ميرفته و بروزگار باديهنشينى نزديك بوده است و چنين كسى كه به كلى از علوم و صنايع بهرهاى نداشته است چگونه ميتواند در دانشى كه از مقاصد شگفت بحث مىكند و مبتنى بر شناختن طبايع اجسام مركب و تركيبات و خواص آنهاست بتحقيق پردازد ، بويژه كه كتب متفكران اين فنون از قبيل طبيعيات و طب در آن روزگار هنوز متداول نشده و كسى آنها را ترجمه نكرده است ، مگر اينكه بگوييم خالد بن يزيد ديگرى كه نامش با او شباهت داشته در زمرهء اهل اين فن و هنر بشمار ميرفته است . و من در اينجا از رسالهء ابو بكر بن بشرون [ 1 ] كه آن را در اين صناعت نوشته و براى ابن السمح فرستاده است نقل ميكنم و آنها هر دو از شاگردان مسلمهء « مجريطى » بودهاند و اگر خواننده بشايستگى در آن بينديشد بر حسب شيوهاى كه مؤلف مزبور در اين فن برگزيده از گفتار وى بدان رهبرى خواهد شد . ابن بشرون پس از ذكر ديباچهء رساله كه خارج از مقصود مىباشد مىگويد : و مقدمات اين صناعت شريف را پيشينيان آورده و جميع آنها را اهل فلسفه روايت كردهاند از قبيل : شناختن تكوين معادن و سرشت سنگها و گوهرهاى گرانبها و طبايع سرزمينها و اماكن . و شهرت آنها ما را از ذكر آن باز مىدارد
--> [ 1 - ) ] حاجى خليفه در كشف الظنون از يكتن سيسيلى بنام ابن بشرون گفتگو مىكند و مجموعهاى به وى نسبت ميدهد ، اگر اين شخص همان باشد كه ابن خلدون از وى نام برده بايد گفت در پايان قرن چهارم هجرى ميزيسته و تحصيلات خود را در اندلس بپايان رسانيده است ( از حاشيهء دسلان ) .